با سردرد خوابيدم.قبل از خواب خالي خالي بودم.به سقف خيره شدم.سرم شروع كرد.با درد خوابم برد.خواباي آشفته.از خواب پريدم.سر درد.خواب آشفته.بيداري.سردرد.بيداري.سردرد.
اضطراب.آهنگ گوش دادم.عوضش مي كنم.يكي ديگه.بازم نه.يكي ديگه.يكي ديگه... ميشينم پاي كامپيوتر بلند مي شم. دور خونه مي چرخم.دور خودم.چاي مي خورم.قهوه.قهوه.چاي.بغض مي كنم.
مي شينم فيلم ببينم.مضطربم.داره حالمو بهم مي زنه.بدنم داره مي لرزه.بلند مي شم.تعادل ندارم.
مي رم پاي نت.چت مي كنم.بعد از نيم ساعت مي فهمم يكيو با يكي ديگه اشتباه گرفتم.شرمنده ميشم.
مامانم مياد حرف ميزنه باهام.بغض مي كنم.دوربين و بر مي دارم.مي زنم بيرون.توي پاك نيم ساعتي مي چرخم دور خودم.عكس مي گيرم.دستم مي لرزه.عكسام خراب ميشه.
ضربه آخر.مرگ يه فاميل.گيجم.مي مونم تو كار خدا.نمي فهمم چرا.جرا بچه هاي كسي كه دو تا خانواده و تامين كرده بايد بي مادر بزرگ شن؟؟
بر مي گردم خونه.گريه مي كنم.گريه مي كنم.گريه مي كنم.آروم ميشم.آروم.آرومتر.
بهم ميگن.فرصت بده.و من.گيجم.گيج.كي از من فرصت خواست؟
اضطراب.آهنگ گوش دادم.عوضش مي كنم.يكي ديگه.بازم نه.يكي ديگه.يكي ديگه... ميشينم پاي كامپيوتر بلند مي شم. دور خونه مي چرخم.دور خودم.چاي مي خورم.قهوه.قهوه.چاي.بغض مي كنم.
مي شينم فيلم ببينم.مضطربم.داره حالمو بهم مي زنه.بدنم داره مي لرزه.بلند مي شم.تعادل ندارم.
مي رم پاي نت.چت مي كنم.بعد از نيم ساعت مي فهمم يكيو با يكي ديگه اشتباه گرفتم.شرمنده ميشم.
مامانم مياد حرف ميزنه باهام.بغض مي كنم.دوربين و بر مي دارم.مي زنم بيرون.توي پاك نيم ساعتي مي چرخم دور خودم.عكس مي گيرم.دستم مي لرزه.عكسام خراب ميشه.
ضربه آخر.مرگ يه فاميل.گيجم.مي مونم تو كار خدا.نمي فهمم چرا.جرا بچه هاي كسي كه دو تا خانواده و تامين كرده بايد بي مادر بزرگ شن؟؟
بر مي گردم خونه.گريه مي كنم.گريه مي كنم.گريه مي كنم.آروم ميشم.آروم.آرومتر.
بهم ميگن.فرصت بده.و من.گيجم.گيج.كي از من فرصت خواست؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر