اين دو روز همش درگير كار پروژم بودم خدا مي دونه اگه اين پروژه اونجوري كه دلم ميخواد به سرانجام برسه من چقدر راحت مي شم.ديروز بعد از ۴ ۵ روز دنبال استاد بودن بلاخره جناب استاد پيدا شدند. و تكليف باقي كار مشخص شد كار من سختر شد ولي من اميدوارم كه نتيجه خوبي ازش بگيرم اين ۲روز بايد حسابي كار كنم. حداقل بايد پرسشنامه هارو تحليل كنم تا جمعه كه خونه يكي از بچه ها استادمو مي بينم نتيجه رو نشونش بدم.استاد ديده بودين انقدر گل كه با دانشجوهاش مهموني و باغ و گردش بره!!؟؟
خيلي زور داره كه با كلي اميد و آرزو پرسشنامه طراحي كني براي رسيدن به يه نتيجه كه از قبل بهش مطمئنني ولي بعد برعكس شو دريافت كني و غير از اون به تكرارم برسي يه چيزي تو مايه سوختن پرسشنامه ها و حدر رفتن زحمتي كه كشيدي.
فردا كلاس مباني هنر دارم و هيچ كاري ندارم براي تحويل موندم برم يا برم دنبال كار پروژم.چون جبراني زيادم اجباري به رفتن نيست ولي خوب دلمم نمي ياد نرم.
بايد چندتا بافت خلاق ببرم ولي انقدر خسته ام كه رمق خلاقيت ندارم.بايد صبح بيدار شم يه كاري بكنم يا الان همت كنم. پس فعلا.
خيلي زور داره كه با كلي اميد و آرزو پرسشنامه طراحي كني براي رسيدن به يه نتيجه كه از قبل بهش مطمئنني ولي بعد برعكس شو دريافت كني و غير از اون به تكرارم برسي يه چيزي تو مايه سوختن پرسشنامه ها و حدر رفتن زحمتي كه كشيدي.
فردا كلاس مباني هنر دارم و هيچ كاري ندارم براي تحويل موندم برم يا برم دنبال كار پروژم.چون جبراني زيادم اجباري به رفتن نيست ولي خوب دلمم نمي ياد نرم.
بايد چندتا بافت خلاق ببرم ولي انقدر خسته ام كه رمق خلاقيت ندارم.بايد صبح بيدار شم يه كاري بكنم يا الان همت كنم. پس فعلا.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر