از ديشب دارم كار پروژمو انجام ميدم بايد امروز عصر تحويل مي دادم ولي آماده نشد. اميدوارم كه بتونم يه سري منابع انگليسي پيدا كنم در مورد آلودگي بصري تا حداقل پروژرو كامل تحويل بدم. اينجوري تاخيرم موجه ميشه و خودم از كار راضي. براي يكي از استاداي دانشكده ميل فرستادم اميدوارم كه بتونه كمكم كنه.
اين چند روز كه مامان بابام تهران نبودن من تمام مدت مهمون داشتم. به تنهايي احتياج داشتم ولي قسمت نشد. در عوض يكم از بحراني كه توشم دور شدم. ولي حواس پرتيم باعث نشد كه سردرد نداشته باشم
ديشب يكي از دوستام مدام تو گوشم خواند كه ترس نداشته باشم چون ترسم باعث ميشه كه اوني كه ازش مي ترسم به سرم بياد.خيلي دلم مي خواد كه جلوي ترسامو بگيرم ولي خيلي سخته خيلي خيلي.
.فقط اميدوارم كه با گذشت زمان و سرگرم شدن من همه چيز راحتر بشه برام
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر