توضيح همه چيز سخته اين روزا، توضيح ِ حال بد و كرختي و نفرت ، توضيح نا اميدي و بغض و عصبانيت، توضيح ِ دروغ هاي ِ شنيده شده و حقيقتهاي پنهان و خنجرايي كه با دستاي خودمون به تنه پاره پاره ايرانمون ميزنيم، توضيحشون سخته ولي من اينجا با تيكه تيكه هاي قلبم، با تمام مويرگهاي پاره پاره شده جسمم و ذره ذره روح ِ زجر كشيده ي اين روزهام دارم نفسشون مي كشم، دارم زندگيشون مي كنم، دارم باهاشون ميميرم و جون ميدم. شونه هاي من اين روزها داره به خاك ميرسه از بار همه اين بغض و نفرت و ياس و دستام خاليه، خالي.
ما
كاشفان ِ كوچه هاي بن بست
حرف هاي خسته اي داريم
اين بار
پيامبري بفرست
كه تنها گوش كند.
( گروس عبدالملكيان)
ترانه نوشت:(دل رويا گرفته/ چه كابوسي مگه نه؟؟) شبتاب/ داريوش
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر