
هی عکس می بینم و هی بغض میکنم، دوری این روزا بیشتر از همیشه پیداست، با این بهاری که نیمده به این شهر و دل ِ من، با منی که دور میشم تا بهار و حس کنم و سالم نو بشه ولی نمیشه که نمیشه. و زخم میشه به جونم.
و من تمام ِ شب ِ سال تحویلو می خوابم تا این سال آرومتر بگذره، تو خواب شاید. فراموش میکنم خوابای ِ پر کابوس ِ هر شبمو ولی.
۱ نظر:
آرزوی می کنم امسال برات پر از روزای خواستنی باشه و دنیا به کامت
ارسال یک نظر