2.jpg)
امروز با وجود اينكه فقط 2تومن ته كيفم مونده بود ولي نصفشو دادم براي خريدن فيلم ِ "The Reader"، و الان با ديدنش هنوز توي شوك ِ ضربه ها ييم كه فيلم بهم زد.عالي بود. چيزي كه هميشه از يه فيلم خواستم اين بوده كه بعد از تموم شدنش منو براي چند دقيقه روي صندليم ميخكوب كنه و نه مثل بعضي از فيلما كه تا چراغاي سينما روشن ميشه تو بند و بساتتو جمع مي كني كه سريع بري يا اونايي كه هي با ديدنشون بيشتر خميازه مي كشي و بيشتر توي صندلي فرو ميري و بيشتر به اينور و اونور نگاه ميكني و نه خيره به پرده سينما وقتي گاهي مي ترسي كه پلك بزني، و خدا ميدونه بعد از بعضي از فيلما چقدر حس ِ بدي داري، حسي كه يه تلخي ِ عجيب ميريزه تو وجودت كه حتي نميشه براي خودت توضيح بدي.
ولي "The Reader" از اون فيلماي جون دار بود،از همونا كه چشات خسته ميشه از خيره شدن به صحنه هاش، روند فيلم توي 1ساعت ِ اول خيلي آروم ِ و تو توقع يه فيلم ِ ساده و معمولي خواهي داشت، يه رابطه عشقي ِ يه پسر بچه ولي قسمت دوم همه چيز نفس گير ِ ، همه مرموزن و تا آخر داستان هم از حساي هيچكدوم سر در نمياري و اگرم سر نخايي باشه اونقدر عجيبن كه... فيلمو دوست داشتم، و همه آدماي فيلم با وجود مرموز بودن خيلي قابل لمسن، مثل همه ي ماها عاشق، پيچيده،اسير خاطرات و گذشته و تنها.
با بعضي از فيلما ميشه زندگي كرد و از همه چيز فاصله گرفت، فيلمايي كه با خودشون كلي حساي خوب برات ميارن و عجيب بعد از ديدنشون آرومي، عجيب.
.
پي نوشت: بعد از نوشتن اين متن وقتي دنبال عكس بودم، متوجه شدم كه فيلم از روي يه رمان به همين نام ساخته شده برخلاف هميشه كه علاقه اي به خواندن رمان ِ مربوط به فيلم ها بعد از ديدنشون ندارم، اين بار خيلي برام جالب ِ كه كتابو بخونم.
۲ نظر:
سلام .از طریق گوگل ریدر یه لیک دونی درست کردم . 2 تا مشکل داشتم . یکی اینکه وبلاگهای بلاگفا رو نشون نمی داد دوم اینکه اگه یه وبلاگ در یک روز بیشتر از یک پست داشت به تعداد پستهاش بهش لینک میداد. میخوام لینکهای دوستام یه چیزی باشه مثل مال شما .یعنی اگر کسی پست جدید داشت همون پست جدیدش رو توی لینکها بگذاره . این از این . از فیلمهای امسال کیت وینسلت من فیلم Revolutionary Road سام مندس و ترجیح میدم از ریدر زیاد خوشم نیومد
h
ابده چه جالب من یکی دو روز پیش این فیلمو دیدم و هی به رضا می گفتم آخی ایده اگه اینو ببینه خوشش میاد:*
ارسال یک نظر