۱۳۸۷ بهمن ۲۷, یکشنبه

32

توي شلوغي اين روزا مي خوام كه اين غمو رها كنم تا سنگيني قلبم كم بشه شايد، ولي من هيچ وقت از پناه بردن به بيخيالي آروم نشدم، و اين سكوت اين سكوت لعنتي كه نميشه شكستش يه عذاب ابدي ِ كه تا دنياست، نمي خواد منو رها كنه.

هیچ نظری موجود نیست: